خرید بک لینک
امروز دختر ۲ ساعت گذاشتم پیش باباش رفتم ارایشگاه موهامو رنگ کنم. شیرم براش گذاشته بودم تو شیشه. وقتی اومدم قیافه باباشو باید میدیدین دود از کله اش بلند میشد و به شدت کلافه و عصبی بود. من که میرفتم دلس

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 10:02

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 10:02

چند روز پیش مدیر بیمارستان زنگ زد که کی میای؟ گفتم از اول اسفند . گفت نه دیگه پاشو بیا . گفتم چشم کارای مهد کودک درست کنم سعی میکنم یکی دو هفته زودتر بیام. گفت حتمااا این کارو بکن... امروز صبح که بید

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 10:02

آقا دیدین زمستون به نصف نرسیده همه منتظر عیدن... تلویزیون اینستا هوا همه دارن میگن داره بهار میاد

من که خیلیییی خوشحالم و منتظر خدایا شکرت

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 10:02

روزای بدو بدوییه، صبحا ۶ بیدار میشم تا حاضر بشم، شیر بدم و شیر بدوشم و برم که همیشه هم دیر میرسم...اونجا هم که هزارتا کار هم ۶ ماه نبودم هم آخر ساله.. پدر و دختر تا ۸و نیم میخوابن بعد پا میشن حاضر میش

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 10:02

صفحه بندی